اشتغال استكه حضرات فرمودهاند : اشتغال يقينى مقتضى برائت يقينى است .
وى موظّف و مكلّف است كه بعد از قطع بحصول طهارت نمازش را اعاده كند .
و همچنين است كلام در صورتى كه هردو وضوء گرفته ولى يكى از آن دو از خواندن نماز امتناع بورزد كه در اين فرض باز احتمال مىرود كه نماز آنديگرى مجزى نباشد زيرا در اين صورت نيز مقتضاى قاعده اشتغال فراغ يقينى است و به همان تقرير وى بايد حتّى الامكان ذمّهاش را از تكليف قطعى فارغ نمايد .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
به نظر ما اقوى اينست كه هركدام از ايندو داراى حكم مستقلّى بوده بنابراين وقتى يكى از آن دو وضوء گرفت و نمازش را خواند تكليف مختصّ بوى از عهدهاش ساقط گرديده اگر چه تكليف نسبت به ديگرى همچنان باقى بوده و موظّف است آن را امتثال و اطاعت نمايد .
و همچنين است كلام در باب غسل و تيمّم و روزه ، يعنى در اين ابواب سهگانه نيز هركدام داراى حكم مستقل و عليحدهاى بوده و ملزم هستند به تكليف شخصى خود عمل نمايند .
قوله : فاثنان مطلقا : اعم از آنكه با ببيدار كرده يكى از آنها ديگرى بيدار شده يا بيدار نشود .
قوله : فيجب عليه غسل اعضائه : ضمير در [ عليه ] به من كان له رأسان راجعست .
قوله : و مسحها : يعنى و مسح الاعضاء .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 247
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٧