قرار داده هركدام از احتمال تذكير و تأنيث را مىتوان ثابت و احراز نمود .
شارح ( ره ) در تضعيف اين دو دليل مىفرماين :
امّا روايت ضعيف بوده و نمىتوان به آن اعتماد نمود .
و امّا حصرى كه از آيه استظهار و استفاده شد ممنوع بوده و مخلوقات را نمىتوان منحصر در ايندو موجود كرد و اينكه حقتعالى تنها نام از مذكّر و مؤنث در اين آيه برده است امكان دارد از باب غالب باشد چه آنكه غالب مخلوقات از ايندو طبيعت خارج نيستند .
سپس مىفرماين :
برخى از حضرات فرمودهاند بايد قرعه كشيد و با قرعه مذكّر و مؤنّث بودن خنثاى مشكل را احراز كرد بدليل اينكه : القرعة لكلّ امر مشتبه .
قوله : ما روى من قضاء على عليه السلام : روايات به اين مضمون بسيار بوده و از جمله آنها حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ( 17 ) ص ( 575 ) به اين شرح نقل مىفرمايد :
محمّد بن يعقوب باسنادش ، از علىّ بن الحسن ، از محمد كاتب ، از علىّ بن عبد اللّه بن معاوية بن ميسرة بن شريح ، از پدرش ، از ميسرة بن شريح قال :
تقدّمت الى شريح امرأة ، فقالت : انّى جئتك مخاصمة .
فقال : و اين خصمك ؟
فقالت : انت خصمى ، فاخلى لها المجلس ، فقال لها : تكلّمى .
فقالت : انّى امرأة لياحليل و لى فرج .
فقال : قد كان لامير المؤمنين عليه السلام فى هذا قضيّة ورث من
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 208
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٨