پس از آن شارح ( ره ) مىفرماين :
عقد ضمان جريره از عقود لازمه بوده از اينرو آنچه در عقود لازمه معتبر است در آن نيز بايد رعايت گردد .
لازم به تذكّر و توجه است كه حكم ارث از ضامن تعدّى نكرده و بوارث او تعلّق نمىگيرد به اين معنا اگر ضامن قبل از مضمون فوت كرده و سپس مضمون از دنيا برود ارث او را به وارث ضامن نمىدهند .
فرع
اگر مضمون در وقت اجراء عقد وارث نداشت ولى پس از آن حادث گرديد در اينكه عقد ضمان باطل شده يا مراعى است به اينكه مضمون وقتى فوت مىكند بدون وارث فوت كرده يا وارثش حيات دارد ، در صورت اوّل عقد ضمان صحيح و در فرض دوّم باطل است .
بايد بگوئيم در آن دو احتمال است كه اجود الاحتمالين ، احتمال اوّل مىباشد زيرا با بودن وارث براى مضمون شرط صحت عقد منتفى است زيرا همانطورى كه وجود وارث در وقت عقد باعث بطلان آن است حدوث آن پس از عقد نيز همين اثر را دارد .
قوله : و لا يرث المضمون الضامن : كلمه [ المضمون ] مفعول مقدّم و [ الضامن ] فاعل مؤخّر مىباشد .
قوله : بل فى المضمون : يعنى بل يشترط فى المضمون .
قوله : فله نصيبه الاعلى : ضمير در [ له ] و [ نصيبه ] به هريك از زوج و زوجه راجع است .
قوله : و تعقل عنّى : مقصود اينستكه ديه جنايات مرا بدهى .
قوله : و لو اشترك العقد بينهما : يعنى بين ضامن و مضمون .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 193
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٣