لفظ در كتاب دروس و همچنين عبارت متأخرين كه پس از ذكر آن لفظ اشجار را به آن ضميمه كردهاند و از اين انضمام به خوبى بدست مىآيد كه مراد از [ آلات ] در كلام ايشان همان معناى ظاهرش يعنى آلات بناء و خانهها مىباشد نه معنائى كه شامل اشجار نيز گردد لذا اين عبارات را مىتوان قرينه قرار داد كه مقصود از [ آلات ] در اينجا نيز به معناى ظاهر و متعارفش مىباشد و حمل مزبور بر خلاف ظاهر و بعيد از آن مىباشد .
سپس مىفرماين :
اگر كلام مرحوم مصنف در اينجا و عبارت مرحوم شيخ و تابعين ويرا بر همان معناى ظاهر آلات حمل نموده و مفاد آن را قول مستقل و جداگانهاى قرار دهيم كه حاصلش اينست كه زن غير ذات ولد از زمين به طور مطلق چه عين و چه قيمت و از عين آلات بناء نه قيمت آنها ممنوع بوده ولى از شجر همچون غير آن ارث مىبرد چه از عينش و چه از قيمت آن قطعا اين حمل اجود و نيكوتر از حمل سابق الذكر بوده بلكه مىتوان ادّعا نمود كه نصوص صحيحه و غير صحيحهاى كه در اين مقام وارد شدهاند دلالتشان بر اين قول بمراتب بيشتر از دلالت بر قول مشهور مىباشد .
قوله : و يظهر من العبارة انّها ترث من عين الاشجار المثمرة : ضمير در [ انّها ] و [ ترث ] به زوجه غير ذات ولد راجع است و وجه ظهور عبارت در معنائى كه مرحوم شارح فرمودند اينست كه :
نفى ميراث زن از اعيان تركه در عبارت مرحوم مصنف اختصاص به ارض و آلات و ابنيه داده شده پس اگر اشجار نيز در اين حكم داخل بودند مىبايد مصنف عليه الرحمه آن را نيز در زمره اشياء مزبور ذكر مىكرد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 139
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٩