ولى اگر وقت براى ذبح آن ضيق بود به فتواى مشهور از علماء در صورتى كه صيّاد نتوانست آن را پيش از مردن ذبح كند و حيوان بميرد حلال است اگر چه وقتى صيّاد بالاى سرش آمده بود داراى حيات مستقرّه بوده باشد .
البته ممكن است توهّم شود كه چطور مىشود صيد حياتش مستقرّه بوده و معذلك وقتى براى ذبح ضيق باشد و جمع بين ايندو معنا صحيح نيست .
ولى در دفع اين توهّم مىتوان گفت :
بين استقرار حيات و قصور زمان از ذبح حيوان با اينكه آلت ذبح يعنى كارد مثلا حاضر و موجود باشد هيچ تنافى و تهافتى وجود ندارد زيرا مناط استقرار حيات امكان زنده بودن حيوان مىباشد و ملاك امكان صرف احتمال است يعنى همين مقدار كه احتمال زنده بودن حيوان داده شود ولو براى چند ساعت حكم به استقرار حياتش مىكنند اگر چه احتمال خلاف آن نيز داده شود و پرواضح است كه هر امر ممكنى معلوم نيست در خارج واقع شود بلكه بسا خلافش تحقّق مىيابد ، پس اگر صيد بعد از تير خوردن يا مجروح شدنش بواسطه سگ از پاى درآمد و صياد با سرعت و عجله هرچه تمامتر خود را بسر حيوان رسانيد و حياتش را مستقر يافت به اين معنا كه احتمال زنده بودنش براى ساعت يا ساعاتى را دارد و با اينكه كارد براى ذبحش همراه داشت مشغول به ذبح آن شد ولى پيش از آنكه حيوان را ذبح كند مرد بنابر فتواى مشهور همان طورى كه گفتيم حيوان حلال بوده و تناول از گوشتش جايز است .
ناگفته نماند اگر عدم امكان ذبح و قصور زمان از انجام آن بواسطه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 43
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣