الزمان عن ذلك فالمشهور حله و إن كانت حياته مستقرة ، و لا منافاة بين استقرار حياته ، و قصور الزمان عن تذكيته مع حضور الآلة ، لأن استقرار الحياة مناطه الإمكان ، و ليس كل ممكن بواقع ، و لو كان عدم إمكان ذكاته لغيبة الآلة التي تقع بها الذكاة ، أو فقدها بحيث يفتقر إلى زمان طويل عادة فاتفق موته فيه لم يحل قطعا .
شرح فارسى :
[ لزوم تزكيه صيد در صورت استقرار حيات ]
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر صيّادى كه با تير سگ صيدى را مجروح ساخته آن را در وقتى درك كند و زمانى بالاى سرش برسد كه حياتش مستقرّه باشد واجب است تذكيهاش كند و در غير اين صورت اگر زمان براى ذبح آن وسيع بوده و صيّاد آن را ذبح نكرد تا حيوان مرد حرام مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه اگر صيّاد صيدى را نشان كرده و با تير آن را از پاى درآورد يا سگ را جهت گرفتنش فرستاد و سگ آن را مجروح نمود و از رفتار متوقّفش ساخت و در اينحال صيّاد خود را با عجله بالاى سر حيوان تير خورده يا زخمى شده رسانيد حال از دو امر خارج نيست :
الف : آنكه حيوان حياتش مستقرّه است و براى چند ساعتى مىماند .
ب : آنكه حيوان مرده و يا مشرف به مردن است .
در صورت اوّل حكم آن است كه صيّاد واجب است صيد را تذكيه و ذبح نمايد تا حلال باشد فلذا اگر آن را تذكيه نكرد يا وقتى تير خورد يا سگ آن را گزيد بعجله و سرعت بالاى سرش نيامد و اين اهمال و سستى منجر به مردن حيوان گرديد در حالى كه وقت براى ذبح آن واسع بوده باشد صيد مزبور حرام شده و تناول از آن جايز نيست .