نقطه مىباشد .
اين لفظ اسم است براى پرنده سفيد رنگ كه حركت پروازش بسيار آهسته و كند مىباشد ، جثه اين حيوان از [ حداء ] كوچكتر است .
و [ حداء ] بكسر حاء و بعد از آن همزه مىباشد .
مرحوم مصنف در كتاب دروس فرمودهاند :
بغاث هر پرنده بزرگى را گويند در حالى كه چنگال كج و برآمده نداشته باشد .
سپس در همان كتاب چنين آورده :
و بسا [ نسر ] در كلمات بزرگان از [ بغاث ] قرار داده شده .
و كلمه [ بغاث ] با باء مثلثه مىباشد يعنى [ باء ] را مفتوح و مضموم و مكسور مىتوان خواند .
سپس مرحوم مصنف در همان كتاب مىفرماين :
فرّاء نحوى گويد :
بغاث الطّير ، هر پرنده شرورى كه پرندهگان ديگر را آزار و اذيّت كرده ولى آنها را صيد نمىكند مىباشد .
قوله : ماله مخلاب بكسر الميم : كلمه [ مخلاب ] يعنى چنگال .
قوله : كالبازى : مرغى است شكارى .
قوله : و العقاب بضم العين : پرنده معروفى است كه داراى چنگالهاى تيز مىباشد .
قوله : و الصقر : هر مرغ شكارى از قبيل باز و شاهين و غيره را گويند .
قوله : و الشّاهين : مرغى است شكارى .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 204
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٤