بشهود يشهدون انّ قيمة البغل حين اكترى كذا و كذا ، فيلزمك .
ابو ولّاد مىگويد : محضرش عرضه داشتم فدايت شوم دراهمى صرف كرده و براى قاطر علف خريدم آيا براى من از اين بابت حقّى مىباشد ؟
حضرت فرمودند : خير ، زيرا تو غاصب قاطر بودى .
عرض كردم : اگر حيوان هلاك ميشد يا هزينهاى بر ميداشت صاحبش مىتوانست من را بر آن ملزم كند .
فرمودند : بلى قيمت همان روزى را كه تو مخالفت نمودى ميتوانست از تو بستاند .
عرضه داشتم : پس اگر به قاطر شكستگى پيدا شد يا پشتش جراحت برداشت و يا زخمى در او پديد آمد چطور ؟
فرمودند : قيمت بين صحيح و معيب آن روزى كه غرامت رابه وى ردّ مىكنى بايد بدهى .
عرضه داشتم : اين قيمت را چه كسى مىداند ؟
فرمودند : تو و او ، پس اگر وى قسم بر قيمت خورد تو را ملزم مىكند و اگر قسم را به تو ردّ نمود و تو قسم بر قيمت كذائى را خوردى همان بر تو ثابت مىشود .
يا اگر صاحب قاطر شهودى آورد كه شهادت دادند كه قيمت قاطر در وقت كرايه فلان مقدار بوده پس تو به پرداخت آن ملزم هستى .
قلت : انّى اعطيته دراهم و رضى بها و حلّلنى .
قال : انّما رضى فاحلكّ حين قضى عليه ابو حنيفة بالجور و الظّلم و لكن ارجع اليه و اخبره بما افتيتك به فان جعلك فى حلّ بعد معرفته ، فلا شئ عليك بعد ذلك .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 82
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢