تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
قطع آبهاى آن را بعنوان احياء انجام داد چنانچه در صورت عكس نيز كه وجود آبهاى غالب مانع باشد قطع اشجار در مقام احياء كفايت نمىكند . و دليل ما در تمام اين صورت دلالت عرفى و حكم اهل عرف مىباشد . سپس مىفرماين : امّا حرث و شيار نمودن زمين و نيز زراعت كردن در تحقّق احياء قطعا شرط نمىباشند زيرا اين قبيل امور از مصاديق انتفاع بردن از زمين احياء شده مىباشند همچون سكنا گرفتن در خانه نسبت به احياءكننده خانه نه محقّق احياء و بعبارت ديگر : پس از آنكه زمين به امور سابق احياء شد محيى ميتواند از آن استفاده كند و استفاده وى به اين است كه زمين را شيار كرده و در آن زراعت نمايد نه آنكه زمين موات را با حرث و زراعت بتوان احياء نمود همان طورى كه سكنا گزيدن در خانه احياء آن محسوب نشده و از قبيل انتفاع از خانه به حساب مىآيد . بلى ، اگر زمين براى زراعت و غرس اشجار آماده بوده و صرفا استفاده از آن موقوف بر ارسال آب باشد سوق آب و رساندن آن مضافا به غرس شجر يا زراعت در آن كافى است چه آنكه در زمين مزبور كاشتن درخت و زراعت نمودن بمنزله ممتاز قرار دادن آن بواسطه مرز و امرى شبيه به آن مىباشد پس همانطورى كه مرز و مسنّاة مثلا موجب صدق احياء مىباشد كاشتن درخت و زراعت كردن نيز در زمين مورد بحث موجب تحقّق احياء مىگردد . قوله : و على الاوّل : مقصود از [ الاوّل ] آنست كه كلمه [ واو ] به