تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
احياء لازم است آب را از زمين قطع نموده و آن را بخشكاند و سپس آب مناسب و نافع را بسويش ارسال دارند ولى اگر آبى كه زمين را مشروب نموده صرفا از نظر مقدار زياد بوده نه آنكه اصل وجودش براى آن مضرّ باشد در تحقّق احياء كافى است مقدار زائدى را كه ضرر وارد مىنمايد قطع نموده و باقى را براى سقى و آبيارى زمين نگاه دارند . سپس مىفرماين : و اگر كلمه [ واو ] را در متن به معناى [ او ] قرار دهيم هركدام آنها به تنهائى در تحقّق احياء كافى بايد باشند ولى اين معنا نسبت به بعضى از آنها صحيح نيست چه آنكه از جمله امور مذكوره ارسال آب به زمين يا باريدن باران بطور معتاد مىباشد و مقتضاى اينكه [ واو ] به معناى [ او ] باشد اين است كه اگر در زمينى عادتا بارانهاى ديمى ببارد نفس همين امر موجب محياة بودن زمين بوده و نياز به ارم ديگرى ندارد در حالى كه التزام به آن مشكل و نادرست است . قوله : و انّما جمع بين قطع الماء و سوقه اليها : ضمير فاعلى در [ جمع ] به مرحوم مصنف و ضمير مجرورى در [ سوقه ] به ماء راجعست و ضمير در [ اليها ] به ارض بر مىگردد . قوله : بان يكون وصوله اليها : ضمير در [ وصوله ] به ماء و در [ اليها ] به ارض بر مىگردد . قوله : بان يكون وصوله اليها : ضمير در [ وصوله ] به ماء و در [ اليها ] به ارض راجع است . قوله : على وجه الرّشح : مقصود از [ رشح ] جوشيدن و خروج آب از زمين بطور دوام بوده به نحوى كه زمين براى هميشه خيس و مرطوب باشد . قوله : فلو كان كثيرا يمكن السّقى به : ضمير در [ كان ] و [ به ] به