فان جاء لها طالب و الّا فهى كسبيل ماله يعنى اگر براى مال لقطه پس از يكسال تعريف طالبى آمد كه مال به او تعلّق دارد ولى در غير اين صورت لقطه همچون مالهاى ديگر واجد ملك او مىباشد .
در اين روايت امام عليه السلام فرمودهاند : « اگر مالك نيامد » پس لقطه ملك واجد است و آن را با كلمه [ فاء ] كه دلالت بر تعقيب دارد تعبير فرمودند يعنى بين تعريف يكسال و تملّك واجد هيچ امر ديگرى فاصله نمىشود .
اين قول را مرحوم ابن ادريس نيز قائل شده است ولى از نظر ما مردود است زيرا تعبير به [ كونها كسبيل ماله ] مقتضى نيست ملك حقيقة حاصل بشود بلكه ممكن است بگوئيم حضرت عليه السلام در مقام تشبيه بوده و خواستهاند بفرمايند اين مال همچون اموال وى مباح التّصرّفست نه اينكه حقيقتا ملك او مىباشد .
قول دوّم : كه منسوب است بشيخ ( ره ) در كتاب خلاف اينستكه :
پس از يكسال تعريف مجرّد نيّت تملّك كافى در حصول ملكيّت نبوده بلكه نياز به تلفظ نيز مىباشد و منظور از تلفظ ، آوردن لفظى است كه دلالت بر آن داشته باشد مثل اينكه بگويد :
اخترت تملّكها ( تملّك اين مال را اختيار نمودم ) .
و اين قول را نيز مرحوم ابو الصّلاح حلبى و غير او اختيار كردهاند و دليل آن اين است كه حصول تملّك با آوردن لقظ اجماعى بوده ولى غير آن دليلى ندارد پس فرض قطعى را نبايد طرح نموده و مورد مشكوك را ملتزم شد .
قوله : لما يجب تعريفه : ضمير در [ تعريفه ] به ماء موصوله راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 338
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٨