وصف و إلا يدعيه فهو للواجد مع انتفاء أثر الإسلام ، و إلا فلقطة كما سبق و لو وجده في الأرض المملوكة غير مدفون فهو لقطة ، إلا أنه يجب تقديم تعريف المالك فإن ادعاه فهو له كما سلف ، و إلا عرفه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ض : اگر براى زمينى كه در آن مال مدفون پيدا شده مالكى باشد بر واجد لازم است دفين را بوى معرّفى كند پس اگر مالك آن را از خود دانست كه بر واجد لازم است بوى بدهد و در غير اين صورت مال واجد مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه اگر ملتقط كه دفين را در زمين كشف و تحصيل نموده دانست كه زمين مالك دارد بر وى واجب است مال مزبور را به مالك زمين معرّفى كند پس اگر وى ادّعاء نمود كه مال من است بدون اينكه از وى شاهد خواسته يا طالب شود كه علائم مال را توصيف كند بايد مال را به او بسپارد و اگر مدّعى آن نشد پس مال خودش ميبشد مشروط به اينكه بر مال اثر اسلامى يافت نشود و الّا لقطه بوده كه بايد به نحو معتبر آن را تعريف كند چنانچه شرحش سابقا گذشت .
فرع
اگر ما غير مدفون را در زمينى كه مالكش معلوم است پيدا نمود قطعا لقطه بوده و تمام احكام لقطه بر آن جارى است منتهى در اينجا امتيازى كه با مطلق لقطه دارد اينست كه قبل از تعريف به ديگران ابتداء لازم است آن را به مالك تعريف كند پس اگر وى آن را ادعاء كرد و اظهار داشت مال او است همانطورى كه قبلا گفته شد بدون بيّنه و توصيف مال تعلّق بوى داشته و ملتقط بايد آن را بوى رد كند و اگر ادّعاى آن را ننمود به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 322
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٢