1 - آنكه ان را به قيمت درآورده و سپس عين آن را صرف كرده و سپس اگر مالك پيدا شد قيمتش را بوى بدهد .
2 - آن را به حاكم بسپارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مالى كه قابل بقاء نيست همچون طعام كه ملتقط مىتواند آن را همان طورى كه مرحوم مصنف فرمود يا به قيمت درآورده و قيمتش را به عهده بگيرد يا آن را فروخته و ثمنش را حفظ كند و سپس در مقام پيدا كردن مالك آن را تعريف نمايد يا نه متعهّد قيمت آن شده و نه آن را بفروشد بلكه عين طعام را به حاكم بسپارد مشروط به اينكه حاكم را بيابد و در غير اين صورت همان امر اوّل يعنى به قيمت درآوردن مال و به عهده گرفتن آن يا به گفته ما فروختن و حفاظت از ثمن بر او متعيّن و لازمست :
بنابراين اگر اخلال به اين امر نموده و مال تلف يا معيوب شد ضامن آن مىباشد .
ناگفته نماند : اگر مال لقطه از اموالى باشد كه بتدريج و در طول اوقات تلف شود نه سريع و دفعتا همچون لباس و جامه حكمى كه در متن ذكر شد در وقت خوف تلف به آن تعلّق مىگيرد .
قوله : و لو كان ممّا لا يبقى : ضمير در [ كان ] به مال لقطه راجع است .
قوله : قوّمه على نفسه : ضمير فاعلى در [ قوّمه ] و ضمير مجرورى در [ نفسه ] به ملتقط راجع است و ضمير مفعولى در آن به مال لقطه عود مىكند .
قوله : او باعه و حفظ ثمنه : ضمير فاعلى در [ باعه ] و [ حفظ ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 271
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧١