فصل سوّم در بيان مال گمشده كه پيدا گردد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه لقيط بر وزن فعيل به معناى مفعول است همچون طريح كه به معناى مطروح بوده و جريح به معناى مجروح مىباشد .
و به لقيط اصطلاحا منبوذ نيز مىگويند و اختلافى كه بين ايندو اسم است به اعتبار دو حالت آن است چه آنكه وقتى گمشده است و در راه افتاده منبوذ بوده و وقتى پيدا شده و گرفته مىشود به آن لقيط اطلاق مىگردد .
و بهر تقدير در اصطلاح لقيط به انسانى گويند كه گم شده و سپس پيدا گرديده و در حالت التقاط هيچ كفيل و متصدّى نداشته و بنفسه و مستقلّا نمىتواند در آنچه به مصلحتش هست اقدام نموده و مهلكات را كه عادتا مىتوان دفع كرد از خود بر طرف و دور نمايد .
قوله : و هو فعيل بمعنا مفعول : يعنى كلمه [ لقيط ] بر وزن فعيل صفت مشبّهه است كه به معناى اسم مفعول مىباشد .
قوله : و يسمى منبوذا : ضمير در [ يسمّى ] به لقيط راجعست و كلمه [ منبوذا ] يعنى افتاده و گمشده و مقصود اين است كه انسانى را كه گمشده و پيدايش مىكنند غير از لقيط نام ديگرش منبوذ است .
قوله : و اختلاف اسميه باعتبار حالتيه : ضمائر مجرورى در [ اسميه ] و [ حالتيه ] به لقيط راجع هستند و حاصل مراد اينستكه :
اختلاف دو اسم كه يكى لقيط بوده و ديگرى منبوذ باشد به ملاحظه دو حالتى است كه وجود دارد چه آنكه شئ وقتى مىافتد و در حالت ضياع و فساد قرار مىگيرد به آن منبوذ گفته و به اعتبار اينكه آن را از
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 144
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٤