استثناء دوّم بهردو يعنى مستثناى اوّلى و مستثنا منه موجب تناقض ميگردد چه آنكه در مثال مذكور يعنى له علىّ عشرة الّا تسعة الا ثمانية اگر ثمانية استثناء از [ عشرة ] باشد معناى آن نفى ثمانية از رقم عشره است و اگر معذلك استثناء از [ تسعه ] نيز باشد چون [ تسعه ] بملاحظه مستثنا بودنش منفى است لاجرم نفى در نفى موجب اثبات مىگردد پس ثمانيه هم نفى است و هم اثبات و همين معنا از اجتماع متناقضين مقصود است و بهر تقدير بنابر اينكه مستثناى دوّمى به اوّلى رجوع كند در مثالى كه گذشت يعنى : له علىّ عشرة الّا تسعة الّا ثمانية به عهده مقرّ نه تومان ثابت مىشود زيرا كلام اوّلش اقرار به ده تومان بوده زيرا اثبات اين عدد است و استثناء اوّل نه تومان از آن نفى و كم مىكند چه آنكه نفى وارد بر اثبات عدد منفى را از مثبت مىكاهد و نتيجهاش اينست كه يك تومان باقى ميماند و استثناء دوّمى هشت تومان اثبات مىكند زيرا استثناء از نفى است و به مقتضاى اينكه نفى از نفى مقتضى اثبات است پس رقم هشت را به يك مىافزايد و پس از انضمام رقم مثبت يعنى ( 8 ) به باقيمانده يعنى ( 1 ) مجموع عدد ( 9 ) مىشود .
حال اگر بدنبال الّا ثمانيه ، عبارت الّا سبعة الّا ستّة و نيز الّا خمسة الّا اربعة الّا ثلاثة الّا اثنين الّا واحد را ضميمه كرد ذمّهاش به پنج تومان مشغول مىگردد زيرا با استثناى سوّمى يعنى الّا سبعة رقم هفت را از مجموع هشت و يك كه نه مىباشد كسر و نفى نموده در نتيجه عدد دو باقى مىماند و با استثناى چهارمى يعنى الّا ستّة رقم شش را به باقيمانده كه دو باشد مىافزايد باقيمانده عدد هشت مىگردد و با استثناى پنجمى يعنى الّا خمسة رقم پنج را از باقيمانده كه هشت باشد نفى نموده آنچه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٦