موارد جارى است .
از اين گذشته الفاظ ياد شده احتمال غير اين معانى را نيز دارا هستند چنانچه به آن اشاره شد .
ناگفته نماند : در آنچه ذكر نموديم فرقى نيست بين اينكه مقرّ از اهل ادب بوده و به قواعد عربيّت آشنائى داشته يا اين چنين نبوده بلكه عوام باشد چه آنكه حتى آشنايان با قواعد عربى و ادباء اين الفاظ را بر وجه مناسب با قواعد در غير معنائى كه شيخ ( ره ) و جماعت ادّعاء فرمودهاند استعمال كرده بطورى كه اين استعمال مشهور و رائج و دارج است .
مولف گويد :
معناى مورد ادّعاى ايشان اين بود كه [ كذا ] كنايه از عدد است در حالى كه ادباء آن را در غير عدد يعنى [ شيئ ] كثيرا استعمال نموده و اين استعمال بحدّ شهرت و وفور مىباشد .
مرحوم علامه حلّى در اين مسئله مخالفت نموده و فرموده است :
بين عارف بقواعد عربيّت و غيراودر اين حكم فرق است چه آنكه اگر مقرّ از اهل لسان و عارف بقواعد باشد و الفاظ ياد شده را تلفّظ كند حق بجانب شيخ ( ره ) بوده و آنچه ايشان فرمود ثابت است و در غير اين صورت بكلام شيخ ( ره ) عمل نمىگردد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
ضعف اين تفصيل از آنچه بيان نموديم ظاهر و روشن گرديد .
قوله : فانّ هذه الالفاظ لم توضع لهذه المعانى : مقصود از هذه الالفاظ ، الفاظ دوازدهگانه بوده و از هذه المعانى ارقامى كه در هر صورت ذكر شد مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 253
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٣