بايد سعى نمايد تا آن را ترميم و جبران كند .
ناگفته نماند كه اگر فرزند كنيز غير از اين مالى كه از طريق ارث بوى رسيده مالك ثروتى ديگر باشد مورد اعتبار و لحاظ نبوده و او را مكلّف نمىكنند كه بقيّه مادر را كه بواسطه وافى نبودن نصيب همچون به حالت رقيّت باقى مانده از آن اموال و ثروت آزاد كند و بعبارت ديگر :
بعقيده مشهور صرفا به مقدار نصيبش جبرا آزاد مىشود و اين آزادى به بقيّه سرايت نكرده و باعث آزادى كل نمىگردد تا فرزند در قبال زائد بر نصيبش موظّف باشد عوض و قيمت آن را بپردازد ولى برخى از فقهاء فرمودهاند باقيمانده را قيمت نموده و قيمت بدست آمده را از فرزند قهرا و جبرا مىستانند البته اين قول مبنى بر آنست كه سرايت در مطلق مطلق جارى باشد چه در ملكى كه شخص خود به اختيار مالك آن شده يا بقهر و اجبار بوى منتقل شده است همچون مورد بحث كه ام ولد قهرا بفرزندش منتقل گشته است .
قوله : اى بمجرّد موته : يعنى موت مولى .
قوله : كما يتحرّر المدبّر : يعنى چنانچه مدبّر بمجرّد موت مولى آزاد مىشود .
قوله : لو خرج من ثلث ماله : ضمير در خرج به مدبّر و در [ ماله ] به مولى راجعست .
قوله : او اجازة الوارث : در صورتى كه قيمت مدبّر بيش از ثلث باشد .
قوله : بل تتحرّر من نصيب ولدها : ضمير در [ تتحرّر ] به ام ولد راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 157
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٧