موردى كه وفات معلّق به زمان و مكان و صفت نيست مىباشد و مقصود از [ بعد وفاة فلان ] زوج يا مخدوم است .
و در صورتى كه تدبير مقيّد به زمان باشد مىگويند بعد وفاتى فى هذه السّنة مثلا يا اگر مقيّد به وصف باشد بعد از [ بعد وفاتى ] فى هذا المرض يا فى سفرى هذا و امثال اين عبارات را اضافه مىنمايند .
سپس مىفرماين :
و از حصر نمودن مرحوم مصنّف صيغه تدبير را در عبارات مذكور اين طور استفاده مىشود كه اگر مولى بگويد : انت مدبّر و به همين لفظ اكتفاء نمايد تدبير منعقد نمىشود چنانچه يكى از دو قول در مسئله همين است و دليل آن اينست كه :
تدبير عبارت است از عتق معلّق بر وفات همانطورى كه از تعريفش استفاده مىشود از اينرو منحصر است در صيغهاى كه مفيد ايمنعنا باشد .
و وجه وقوع تدبير بلفظ مذكور اين است كه :
تدبير حقيقت شرعيّه است در عتق مخصوص ، پس عبارت ياد شده بمنزله صيغهاى است كه در تدبير صريح باشد .
مرحوم مصنّف در كتاب دروس اكتفاء بر مجرّد نقل خلاف فرموده بدون اينكه خود رأى را اختيار فرمايد .
ولى از نظر ما وجه وجيه آنست كه تدبير بلفظ مزبور واقع نميشود .
قوله : انّه لا ينعقد بقوله انت مدبّر : ضمير در [ انّه ] به تدبير و در [ بقوله ] به مولى راجعست .
قوله : مقتصرا عليه : ضمير در [ عليه ] به [ قوله انت مدبّر ] راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 15
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥