2 - روايت عمار از مولانا الصادق عليه السلام كه قريب به روايت ابو بصير است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
سند اين دو روايت ضعيف است و علاوه بر اينجهت در سند روايت اولى قطع بوده و باصطلاح حديث مقطوعه مىباشد .
و بر فرض ايندو روايت را تصحيح نموده و از ناحيه سندش صرف نظر كنيم واجب استكه آن را از باب جمع بين اخبار حمل بر كراهت كنيم
قوله : و احتج المانع : مقصود مرحوم شيخ در نهايه و برخى از تابعين ايشان همچون ابن البرّاج مىباشند .
قوله : برواية ابى بصير : روايت مذكور را مرحوم صاحب وسائل در ج 14 ص 332 به اين شرح نقل فرموده :
محمد بن يعقوب باسنادش از احمد بن محمد بن عيسى از ابى المعزا از ابى بصير قال :
سئلته عن رجل فجر بامرأة ، ثمّ اراد بعد ان يتزوّها ؟
فقال : اذا تاب الحديث .
قوله : و قريب منه : ضمير در [ منه ] به روايت ابو بصير عود مىكند .
قوله : ما روى عمار عن الصادق عليه السلام : روايت مشار اليها را مرحوم صاحب وسائل در ج 14 ص 331 به اين شرح نقل فرموده :
محمد بن يعقوب از محمد بن احمد از احمد بن الحسن از عمرو بن سعيد از مصدّق بن صدقه از عمار بن موسى از مولانا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 107
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧