جعاله : در لغت عبارت است از مالى كه در مقابل كار و عملى قرار مىدهند .
و در اصطلاح شرع صيغهاى را گويند كه فائده آن اين است كه منفعت در مقابل عوض تحصيل شده درحاليكه در هيچيك از عمل و عوض علم متعاقدين معتبر و شرط نمىباشد .
و صيغه جعاله مانند اين است كه بگويند :
كسى كه بنده گمشده من را بياورد پس نصفش مال خود او باشد ، با اينكه عدد و مكان آن هردو مجهول مىباشند .
كه در اينجا چون خود عبد مجهولست قهرا نصف آن نيز معلوم نيست بنابراين عوض در اين مثال مجهول است و چون مكان وى پيدا نيست مقدار عمل و گرديدن نيز مجهول مىباشد ولى معذلك عقد مزبور صحيح است .
سپس مىفرماين :
و به همين قيد [ عدم اشتراط العلم ] از اجارهاى كه بر تحصيل منفعت معيّن واقع مىشود مميّز و مشخّص مىگردد چه آنكه تعيين در اجاره شرط بوده همانطورى كه عوض در آن نيز بايد معلوم باشد .
پس از آن مىفرماين :
اما عدم اشتراط علم به عمل در عقد جعاله مورد اتفاق و اجماع است و اما عوض ، پس در آن اختلاف بوده كه تحقيق آن بعدا خواهد آمد .
قوله : جعاله : بفتح و كسر و ضم جيم .
قوله : ثمرتها : ضمير مؤنث به صيغه راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 79
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٩