قوله : انّه يجعل كاحد الورّاث : ضمير در [ انّه ] بموصى له راجع است .
قوله : و يزاد فى عددهم : يعنى عدد ورّاث .
قوله : ثم ان زاد نصيبه : يعنى نصيب موصى له .
قوله : توقف الزايد عليه : يعنى زائد على الثلث .
قوله : فلو كان له ابن و بنت : ضمير در [ له ] به موصى راجع مىباشد .
قوله : فللموصى له ربع التركة : دليل آن اين است كه اگر ميّت فقط يك پسر و يك دختر داشته باشد مالش را بايد اثلاثا تقسيم كنند به اين معنا كه بسه قسم متساوى تقسيم كرده ، سپس دو قسم را به پسر و يك قسم ديگر را به دختر مىدهند و اگر دو دختر و يك پسر داشت مالش را به چهار بخش متساوى تقسيم نموده و دو بخش آن را كه دو ربع باشد به پسر و بهريك از دو دختر يك ربع مىدهند .
حال اگر از وى يك پسر و يك دختر باقى مانده و وصيّت كرده كه به شخص اجنبى مثل نصيب دخترش را بدهند فرض مسئله مانند موردى است كه از وى دو دختر با يك پسر باقى مانده باشد كه مالش را بايد به چهار قسم تقسيم كنند فلذا اگر از وى 6000 تومان مانده باشد آن را به چهار قسم تقسيم نموده يك ربع يعنى 1500 تومان از آن دختر و ربع ديگر به موصى له و دو ربع ديگرش كه نصف ماترك باشد يعنى 3000 تومان متعلق به پسر مىشود .
قوله : فقد اوصى له بخمسى التركة : ضمير در [ له ] بموصى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 412
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١٢