انت حرّ دبر وفاتى ( يعنى تو پس از وفات من آزاد هستى ) .
تدبير نيز از نظر اكثر فقهاء وصيّت محسوب مىشود با اينكه بملاحظه فكّ ملك بودنش از تعريف خارجست .
3 - وصيّت بابراء ديونش .
يعنى زيد مثلا وصيّت كند كه پس از مرگش قرضهاى ويرا بپردازند كه اين مثال نيز تمليك عين يا منفعت نبوده ازاينرو مشمول تعريف وصيّت نمىشود .
4 - وصيّت بوقف مسجد .
يعنى زيد وصيّت كند كه خانهاش يا ملك ديگرش را وقف براى مسجد كنند .
و چون وقف نيز فكّ ملك و ازاله آن است لاجرم تعريف وصيّت شاملش نمىشود .
5 - وصيت بمضاربه و مساقات .
يعنى زيد وصيّت كند كه پس از مرگش مال ويرا در اختيار ديگرى گذارده كه پس از حصول ربح مقدارى كه معيّن كرده به عامل داده و بقيّهاش مال خودش بوده كه صرف وجوه برّ نمايند .
يا درختانش را به باغبان داده كه پس از حصول ثمره حصّهاى بوى داده و باقى از آن خودش باشد .
در اينجا مضاربه و مساقات اگرچه مفيد مالك شدن عامل نسبت به حصّهاش از ثمره و ربح بوده ولى چون ماهيّت و حقيقت اين دو تمليك نيست لاجرم از تعريف وصيّت بيرون مىمانند .
بلكه چه بسا در مضاربه ربح و در مساقات ثمره حاصل نشده و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 177
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٧