هريك مىيابند همچون معدن و مال پيدا شده با ديگرى تقسيم كند چنانچه ماليرا كه از طريق تجارت كسب مىكنند و امثال اين امور را ملتزم به تقسيم آن مىباشند .
ناگفته نماند از امورى كه در ضمن شركت ملتزم مىشوند صرفا قوت يكروز و لباس پوشيدنى نه زينتى و نيز كنيزى كه جهت فراش و استمتاع نياز دارد استثناء شده و در آنها شريك شركت ندارد .
سپس مىفرماين :
و همچنين در اين شركت از غرامت ، جنايت بر شخص حرّ و آزاد و نيز چنانچه در گرفتن آن نيز شريك ديگر شركت ندارد مهريهاى را كه زن آن را مىبخشد .
قوله : غرم : بضم غين و فتح آن و سكون راء تاوان را گويند .
قوله : و يحصل لهما من غنم : ضمير تثنيه به متشاركين يا متعاقدين رجوع نموده و كلمه [ غنم ] بسه وجه ضبط شده :
1 - غنم - بفتح غين و نون .
2 - غنم - بفتح غين و سكون نون .
3 - غنم - يضم غين و سكون نون .
و در تمام به معناى غنيمت گرفتن گرفتن و به نفع رسيدن است .
قوله : مثل ما يلتزمه : ضمير فاعلى در [ يلتزمه ] به آخر و ضمير مفعولى به [ ماء موصوله ] عائد است .
قوله : من ارش جناية : كلمه [ ارش ] بفتح همزه و سكون راء بمعانى ذيل آمده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 20
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠