در ضمن عقد لفظى چنين قرار مىگذارند كه امتعهاى بذمه خريده به اين شرط كه هرچه را هركدام فروختند با هم شريك بوده لذا امتعه خريدارىشده را مىفروشند و ثمن آنها را پرداخته و آنچه سود مىبرند بين خود تقسيم مىنمايند .
و يا مقصود از آن اين است كه دو نفر يكى صاحب اعتبار و آبرو و ديگرى بىاعتبار و غير موجّه بين خود عقد لفظى اجراء نموده و طىّ آن چنين قرار مىگذارند آنكه آبرو داشته و صاحب اعتبار است از مردم جنس و متاع در ذمّه خود خريده و فروش آنها را به ديگرى كه بىاعتبار است تفويض و واگذار نمايد مشروط باينكه در سود و ربح مال فروختهشده با هم شريك باشند .
يا مقصود از آن اين است كه شخص وجيه و معتبرى كه مال ندارد با كسى كه مال داشته ولى از نظر مردم بىاعتبار است شريك شده به اين نحو كه وجيه متصدى عمل و سعى گشته و سرمايه از ديگرى باشد مشروط باينكه مال در اختيار صاحب مال يعنى شخص غير معتبر باشد و به وجيه تسليم نكند منتهى بعد از تجارت و فروختن جنس ربح و سودى كه از آن نصيبشان مىشود بين خود تقسيم كنند .
و يا منظور از آن اين است كه شخص وجيه مال و اجناس غير وجيه را فروخته با ربح بيشترى در صورتى كه خود صاحب مال اقدام به فروش آنها مىنمود و در مقابل مقدارى از سود براى عامل يعنى وجيه باشد .
البته معناى اخير معناى جداگانهاى نبوده و از افراد معناى سوم محسوب مىشود و بهرتقدير شركت وجوه بهرسه معنائى كه نقل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 23
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣