تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
شارح ( ره ) مىفرماين : اما دليل بر اينكه مرتهن زانى است اين‌كه با كنيز ديگرى مجامعت نموده در حالى كه از مالكش ماذون نبوده است . و اما دليل بر ثبوت يك دهم و نصف آن دو امر است : الف : ورود روايت . ب : شهرت فتوائى بين فقهاء . و اما مدرك كسى كه قائل به ثبوت مهر المثل شده اين است كه شرعا مهر المثل عوض عمل وطى مىباشد . مرحوم مصنف در برخى از حواشى فرموده : مالك كنيز مخير است در گرفتن مهر المثل و عشر و نصف آن . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : قابل توجه اينكه علاوه بر لزوم مهر المثل يا عشر و نصف آن بر مرتهن واجب است ارش ازاله نمودن بكارت را در صورت باكره بودن بپردازد و اينطور نيست كه آن را در ضمن مهر يا عشر داخل بتوان كرد زيرا مهر يا عشر حقّى است كه بواسطه جنايت به ذمّه‌اش آمده و ارش غرامتى است كه از ناحيه تقويت كردن و از بين بردن جزئى از اجزاء كنيز بعهده‌اش ثابت شده است و دليلى نداريم كه دو امرى كه دو سبب متغاير و جداگانه دارند در هم تداخل نمايند . و نتيجتا بايد گفت مهر بهردو فرضى كه تقدير شود اعم از مهر المثل يا عشر و نصف آن عوض از وطى و مجامعتى است كه مرتهن با كنيز نموده . قوله : و لو وطئها المرتهن : ضمير مؤنث به امه عائد است