بپردازد يا قيمتش به عهده وى مىآيد ولى به مجرد ظاهر نبايد اكتفاء كنند شايد اين جراحت سرايت كند و بيشتر شود از اينرو لازم است صبر كنند تا مرحله آخر كه منتهى شد و از آن بيشتر نشد آنگاه براى ديه آن مىتوان رهن گرفت .
قوله : ثم ان كانت حالة : ضمير در [ كانت ] بديه راجع است .
قوله : او لازمة للجانى : در مقابل ديه خطاء كه عاقله بايد بپردازد .
قوله : جاز الرهن عليها مطلقا : ضمير مؤنث در [ عليها ] به جنايت راجع بوده و مقصود از مطلقا اينست كه چه قبل از حلول اجل دين باشد و چه بعد از آن .
متن :
و في الخطأ المحض لا يجوز الرهن عليها قبل الحلول ، لأن المستحق عليه غير معلوم ، إذ المعتبر من وجد منهم عند حلولها مستجمعا للشرائط بخلاف الدين المؤجل ، لاستقرار الحق و المستحق عليه .
و يجوز الرهن عند الحلول على قسطه و هو الثلث بعد حلول كل حول من الثلاثة .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
در خطاء محض گرفتن رهن صرفا در وقت حلول زمان دين جايز است كه جهت پرداخت قسط آن مىتوان گرو گرفت .
مؤلف گويد :
مثلا اگر زيد عمرو را از روى خطاء محض بقتل رسانيد در صورتى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 222
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٢