تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
1 - محيل ( بضم ميم ) و آن كسى استكه طلبكارش را سراغ بدهكار خويش مىفرستد . 2 - محال ( بضم ميم ) و آن كسى استكه سراغ بدهكار مىرود . 3 - محال عليه ( بضم ميم ) و آن كسى است كه طلبكار ديگرى را بسراغ او مىفرستد . مثلا اگر زيد از عمرو 1000 تومان بخواهد و همين مبلغ را به بكر بدهكار باشد و در وقت مطالبه بكر وى را بسراغ عمرو فرستد زيد را محيل و عمرو را محال عليه و بكر را محال گويند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود مصنف ( ره ) از [ بمثله ] مثل مالى است كه محال عليه به محيل بدهكار و ذمه‌اش به آن مشغول است . سپس مىفرماين : مقصود مصنف ( ره ) از [ بمثله ] مثل مالى است كه محال عليه به محيل بدهكار و ذمه‌اش به آن مشغول است . سپس مىفرماين : تعريفى كه مرحوم مصنف ذكر فرمود قدر متفق عليه بين علماء است و منظور ايشان آن بوده كه حواله مورد اتفاق جميع را تعريف فرمايند و الا از نظر ما و برخى ديگر از فقهاء اقوى اين است كه محيل مىتواند طلبكارش را بسراغ شخص برئ الذمه بفرستد چه آن‌كه اصل مقتضى است اين قسم از حواله نيز صحيح باشد . ولى اين حواله خيلى شباهت بضمان دارد زيرا مقتضى است مال در ذمه محيل به ذمّه برئ الذمّه نقل شود فلذا وقتى محال عليه آن را پذيرفت و قبول نمود در واقع دين محال عليه بر محيل را ضمانت نموده . ولى معهذا اين مقدار از شباهت باعث نمىشود از اصل حواله
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 67 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى