تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
در جائى كه هم دين مؤجل است و هم ضمان فرقى در صحت ضمان ندارد كه اجل و مدتها با هم تساوى داشته يا متفاوت باشند . و دليل آن اصل مىباشد . و بهرتقدير اگر دين حال و بىمدت بود پس از پرداخت ضامن مىتواند مقدار پرداخته را از مديون مطالبه كند اعم از آنكه ضمان را حال و بدون مدت قرار داده يا با مدت منعقد ساخته باشند . ولى در صورتى كه دين مدت‌دار بوده و ضمان را حالّا منعقد ساخته باشند ضامن نمىتواند مال را از مديون مطالبه كند مگر بعد از اينكه زمان پرداخت بدهى او فرابرسد و ضامن آن را به طلبكار اداء نموده باشد اعم از اينكه ضمان را حالّا منعقد نموده باشند چنانچه ذكر شد يا مدت‌دار و مؤجل قرار بگذارند . قوله : للاصل : ممكن است مقصود از آن [ اصالة عدم - اشتراط التساوى ] باشد . قوله : رجع مع الاداء : ضمير مستتر در [ رجع ] به ضامن عائد است . قوله : مطلقا : چه ضمان حال بوده و چه مؤجل باشد . قوله : و الا فلا رجوع عليه الا بعد حلوله : ضمير در [ عليه ] به مضمون عنه و در [ حلوله ] به دين عائد است . قوله : و ادائه مطلقا : ضمير مجرورى در [ ادائه ] بضامن عائد بوده و مقصود از [ مطلقا ] اين است كه ضمان حال بوده يا مؤجل باشد . متن : و المال المضمون : ما جاز أخذ الرهن عليه و هو