وتد ، أو رف و نحوها و الروازن كالطاقات فلا ترجيح بها ، لإمكان إحداثها من جهة واضعها من غير شعور الآخر .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين : اما وجود خوارج و روازن موجب ترجيح نمىشود . شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ خوارج ] چيزهائى استكه از طرف يكى از متنازعين يا از ناحيه هردو از جدار بيرون آمده و ظاهر باشد نظير نقش ، ميخ ، رف و امثال اين امور . و مراد از [ روازن ] طاقات و فرورفتگىهاى در جدار شبيه محراب مىباشد . و اما وجه عدم ترجيح به اين امور اينستكه چهبسا ممكنست واضع و سازنده آنها بدون اطلاع ديگرى اقدام به احداث آنها نموده باشد پس چگونه مىتوان وجود آنها را كه احيانا بدون اطلاع كسى ساخته مىشوند دليل بر ترجيح ادعاى شخصى قرار داد كه به طرف او مىباشند . قوله : اما الخوارج : مقصود چيزهائى استكه از ديوار خارج و بيرون آمده . قوله : و تد : بفتح واو و تاء يعنى ميخ .
قوله : رف : عبارتست از چوبيكه هردو طرف آن را در ديوارى قرار داده و بر روى آن اجناس قيمتى مىنهند شبيه طاقچه .
قوله : روازن : طاقنماها و فرورفتگىهاى داخل ديوار را گويند . قوله : فلا ترجيح بها : ضمير در [ بها ] به خوارج و روازن عود مىكند . قوله : لاحداثها من جهة واضعها : ضمير در - [ لاحداثها ] و [ واضعها ] بخوارج و روازن عود مىكند . قوله : من غير شعور الآخر : يعنى من غير شعور شخص آخر .
متن :
إلا معاقد القمط بالكسر و هو الحبل الذي يشد به الخص و بالضم جمع قماط و هي شداد الخص من ليف و خوص و غيرها فإنه يقضى بها فيرجح من إليه معاقد القمط لو تنازعا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 252
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٢