في الخص بالضم و هو البيت الذي يعمل من القصب ، و نحوه على المشهور بين الأصحاب و منهم من جعل حكم الخص كالجدار بين الملكين . و هو الموافق للأصل .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين : مگر در معاقد قمط در اماكنى همچون خصّ . شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ قمط ] بكسر قاف و آن ريسمانى استكه خصّ را با آن ميبندند و اگر با ضم قاف خوانده شود جمع قماط بوده و آن عبارتست از رشته ريسمانهاى خصّ كه از ليف خرما و برگ درخت خرما تعبيه مىكنند .
و بهرتقدير وجود معاقد قمط ( گرههاى ريسمانها ) موجب ترجيح و تقديم مىشود يعنى كسى كه گرهها بجانب او است ادعايش مقدم بر ديگرى مىباشد . و اما خص : بضم خاء بيت و اطاقى استكه آن را با نى و امثال آن مىسازند . و بهرصورت حكم باستثناء معاقد قمط از نظر مشهور بين فقهاء است ولى برخى از اصحاب حكم خص را مانند حكم جدار بين دو ملك دانسته كه مالكين در آن متساوى و يكسانند چنانچه اين فرموده اخير مطابق با اصل و قاعده مىباشد .
قوله : الا معاقد القمط : مؤلف گويد :
نوعا در خانههائيكه اهل روستا و دهات درست مىكنند ديوار حياطهايشان بجاى ديوارهاى سنگى و آجرى يا گلى از نىها است كه آنها را به صورت ايستاده پهلوى هم قرار داده و سپس از بالا يا پائين نيز آنها را به يكديگر گره مىزنند تا به صورت حاجب و ديوارى بين دو منزل واقع شود به اين گرهها [ معاقد ] و به ريسمان گره زده شده [ قمط ] گويند .
قوله : و هو الحبل : ضمير [ هو ] به قمط راجع است .
قوله : الذى يشد به الخص : ضمير [ به ] به الحبل راجعست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 253
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٣