ولى عوضى در مقابل آن دريافت نمىنمايد .
متن :
و شمل ما كان ملكا للعاقد و غيره ، فيدخل بيع الوكيل و الولي ، و خرج بالعوض المعلوم الهبة المشروط فيها مطلق الثواب .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
تعريف مزبور از جهتى عام است و آن اينست كه هم عقد مالك را شامل مىشود و هم غير او را نظير بيع وكيل مال موكل يا بيع ولىّ مال مولّى عليه را همچون بيع پدر مال فرزند يا بيع حاكم مال ضغيرى را كه پدر و جد و وصىّ در بين نباشد .
و سپس مىفرمايد :
و بقيد عوض معلوم خارج مىشود عقودى كه نقل مال در آن بوده و مقابل نقل مال عوض نيز انتقال داده مىشود لكن عوض معلوم نيست مانند هبه و بخششى كه در آن ثواب شرط شده كه مقصود صدقه است كه اين عوض از حيث كميّت و مقدار مشخّص نيست .
متن :
و بيع المكره حيث يقع صحيحا إذا لم يعتبر التراضي ، و هو وارد على تعريفه في الدروس .
شرح فارسى :
اين عبارت عطف است به بيع الوكيل و حاصل مراد اين است :
و نيز تعريف شامل بيع مكره ( بفتح راء ) مىشود زيرا اين بيع نيز از بيوع صحيحه مىباشد چه آنكه بيع مزبور واجد تمام شرائط صحت هست تنها احتمال مانعى كه داده مىشود نبودن رضايت در موقع عقد است و آن نيز در شرائط صحت معتبر نيست بلكه بعدا اگر راضى شود
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 65
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٥