در خرما عبارت است از سرخ شدن تمر يا زيد شدن آن و كلمه [ تمر ] با تاء دو نقطه عبارت است از خرما بعد از سرخ شدن يا زرد گشتن كه مرحله نهائى تكّون و كمال ميوه است چه آنكه در اين دو حالت يعنى حالت سخرى و زردى به آن [ بسر ] مىگويند بنابراين اطلاق تمر به آن در اين دو حالت اطلاقى مجازى و از باب علاقه [ مايؤل اليه ] است .
و اما در غير خرما بدوح صلاح عبارت است از بسته شدن ميوه اگر چه در ضمن يك پوست باشد .
و سپس مىفرماين :
كلمه [ كمام ] بكسر كاف جمع [ اكمه ] بفتح همزه و كسر كاف و ميم مشدده مفتوحه و آن عبارت است از پرده ميوه و گلّ آن مىباشد هم چون انار كه داراى چنين خصوصيتى بوده يعنى در يك پوست منعقد شده و داراى گل است و نيز اگر در ضمن دو پوست منعقد شود باز به دو صلاح صادق است مانند دو ميوه گردو و بادام .
قوله : المسوّغ للبيع مطلقا : كلمه [ مسوّغ ] به صيغه اسم فاعل به معناى مجوز و مبيح است و مقصود از [ مطلقا ] معنائى است در مقبال عبارت بعدى يعنى [ او من غير كراهة ] و آن اصل بيع است بنابراين ، اين كلمه يعنى مطلقا اشاره به مسوّغ بودن به دو صلاح است بنابر قول قائلين به منع و حرمت و عبارت بعدى يعنى او من غير كراهة ناظر است به مجوّز بودن به دو صلاح بنا بقول قائلين بجواز و كراهت آن .
قوله : بالمثناة من فوق : يعنى دو نقطه بالايش مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 393
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩٣