پرش به محتوای اصلی

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحه 294

پدیدآورندگان:

ص۲۹۴
صلح شخص كنيزى را از ملك خود نقل داده و در سلطه مالكانه ديگرى داخل نمايد كه در اينجا هم بر ناقل و هم بر مالك جديد استبراء واجب است . چنانچه غير عقد از اسباب مملكه ديگر نظير اسير بودن كنيزان در جنگ يا ارث بردن آنها حكمشان نيز همينطور مىباشد . و اينكه برخى حكم مزبور را در خصوص بيع منحصر نموده و فرموده‌اند استبراء در غير آن واجب نيست كلامى ضعيف مىباشد . متن : و لو باعها من غير استبراء أثم و صح البيع ، و غيره ، و يتعين حينئذ تسليمها إلى المشتري و من في حكمه إذا طلبها ، لصيرورتها ملكا له ، و لو أمكن إبقاؤها برضاه مدة الاستبراء ، و لو بالوضع في يد عدل وجب ، و لا يجب على المشتري الإجابة . شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : اگر مالك كنيز وى را بدون استبراء فروخت مرتكب معصيت شده ولى بيع يا عقد ديگرش صحيح است و وظيفه‌اش اين استكه كنيز را به مشترى يا كسى كه در حكم او است همچون متّهب يا مصالح و يا وكيل مشترى تحويل دهد البته مشروط باينكه مذكورين كنيز را از او مطالبه نمايند . و دليل اين حكم اين است كه بعد از اجراء عقد كنيز ملك مشترى يا افراد مزبور مىشود و پرواضح استكه مالك وقتى مطالبه مالش را نمود واجب است امانت‌دار مال او را فورا بوى تسليم كند . ناگفته نماند كه اگر بايع بتواند به رضايت مشترى كنيز را به مقدار مدت استبراء نگه دارد اگمرچه به اين نحو كه او را در نزد شخص عادلى قرار