و سپس در تضعيف اين احتمال مىفرماين :
اولا مجرد در معرض بودن براى فساد و موت مانع از بيع نيست چنانچه عبد مشرف بموت را مىتوان خريد و فروش كرد .
ثانيا : مقصود از بيع كرم نيست بلكه پيله و ابريشم مقصود اصلى است بنابراين وجود كرم با عدمش مساوى بوده و مانع از صحت بيع نمىشود فلذا مرحوم مصنف فرمود وجود كرم بمنزله هسته در خرما است پس همانطوريكه هسته بىفائده مانع از صحت بيع خرما نمىشود در اينجا نيز حكم چنين است .
ولى بعضى اين تنظير را نپسنديده و گفتهاند كرم را با هسته خرما نمىتوان قياس و تشبيه نمود زيرا هسته خرما داراى منفعت محلله و مقصوده است چه آنكه آرا خورد نموده و بعنوان علف چهار پايان مورد استفاده قرار مىدهند ولى كرم مرده در پيله هيچ اثر و خاصيتى ندارد .
و سپس مىفرماين :
بهر تقدير چون كرم مقصود اصلى در معامله نىباشد لاجرم بيع پيلهايكه مشتمل بر آن است صحيح است .
متن :
الثالثة عشر
الثالثة عشرة - إذا كان المبيع في ظرف جاز بيعه مع وزنه معه و أسقط ما جرت العادة به للظرف سواء كان ما جرت به زائدا عن وزن الظرف قطعا ، أم ناقصا ، و لو لم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 210
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٠