ب : سگ گله .
ج : سگ مزرعه .
د : سگ باغ .
شارح ( ره ) مىفرماين :
سگ كوچكى كه قابليّت براى تعليم را داشته باشد و بتوان آن را بر طبق يكى از كلاب اربعه رشد داد آن نيز از حرمت بيع و شراء مستثناء است .
قوله : و الجرو : كلمه ( جرو ) بفتح و كسر و ضم جيم ، بچه حيوانات درنده را گويند .
متن :
و لو خرجت الماشية عن ملكه ، أو حصد الزرع ، أو استغل الحائط لم يحرم اقتناؤها ، رجاء لغيرها ، ما لم يطل الزمان بحيث يلحق بالهراش .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
اگر چوپان گلههايش را فروخت يا به عنوان ديگرى فاقد گلّه شد و زارع زراعتش را درو كرد و محتاج به سگ نبود و باغبان ميوههاى باغ را چيد و نيازى بسگ باغ نداشت نگهدارى سگ برايشان اگر براى نفس حفاظت نبوده بلكه به منظور رفع حاجت نسبت به سنوات آتيه مثلا باشد حرام نيسيت و در غير اين صورت جايز نمىباشد .
ناگفته نماند عدم حرمت در صورتى است كه مدت حفاظت از آنها تا به كار گرفتن كلاب طولانى نباشد بطوريكه از عنوان كلاب اربعه خارج شده و به سگان هرزه ملحش شوند .
قوله : الماشيه : گوسفندان را گويند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 17
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧