شرط صحتش نبوده بلكه جواز تسلّط بر انتفاع مشروط به آن است و بعبارت ديگر :
در صورتى كه از سكنا فرد خاص آنكه رقبى و عمرى بوده مقصود باشد اقباض شرط صحت آن مىباشد و اگر منظور همان مطلق كه از عقود جايزه است بوده قبض شرط در جواز انتفاع از آن مىباشد و به هرتقدير چون انتفاع از سكنا بودن قبض منتفى است لاجرم مرحوم مصنف اعتبار قبض را بطور مطلق فرمود بدون اينكه مقيد نمايد كه قسم لازم يا جايز مقصود است .
سپس مىفرماين :
از اطلاق عبارت مصنف ( ره ) چنين برمىآيد كه قربت در سكنا شرط نيست چنانچه در كتاب دروس به آن تصريح فرموده است ولى برخى از فقهاء آن را شرط دانستهاند و از نظر ما اقوى همان قول اول مىباشد .
بلى البته حصول ثواب و بردن اجر متوقف بر قصد قربت است .
قوله : و لمّا كانت الفائدة بدونه منتفية : ضمير در [ بدونه ] به قبض راجعست .
قوله : اشتراطه فيها : ضمير در [ اشتراطه ] بقبض و در [ فيها ] به سكنا راجعست .
قوله : و يفهم من اطلاقه : يعنى از اطلاق مصنف ( ره ) در اينجا .
قوله : و به صرح فى الدروس : ضمير در [ به ] به اطلاق راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 454
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٤