هرزنى چهار زن كه معادل دو مرد هستند شهادت دهند و همان طورى كه شهادت دو مرد عادل بعنوان فرع مثبت شهادت زنى است كه شاهد مىباشد شهادت چهار زن نيز به همين عنوان شهادت اصل را اثبات مىكند .
برخى از فقهاء فرمودهاند : زنان هرگز فرع واقع نمىشوند زيرا شهادت فرع مثبت شهادت اصل است نه آنچه را كه اصل به آن شهادت مىدهد و چون شهادت اصل از امورى نيست كه شهادت زنان در آن مقبول باشد لاجرم فرع بودن آنها بدون دليل است .
قوله : بل يجوز ان يكون الاصل فرعا : فرع شدن اصل به اين نحو است كه مثلا زيد و عمرو در ارتباط با حادثهاى شاهد شد ، و شهادت دادند سپس زيد شهادت داد كه عمرو به فلان حادثه شهادت داده و عمرو نيز شهادت داد كه زيد بفلان واقعه شهادت داده است كه در اينجا هركدام از زيد و عمرو در عين حالى كه شاهد اصل بوده نسبت به ديگرى فرع هم مىباشند .
قوله : على كل امرئة اربع كالرجل : يعنى براى شهادت هرزن چهار زن ديگر شهادت دهد همانطوريكه دو مرد عادل براى هريك شهادت مىدهند .
قوله : لا ما شهد به : ضمير فاعلى در [ شهد ] به اصل راجع است و حاصل مراد اين است كه شهادت زنان در امور مالى يا آنچه كه مردان به آن غالبا مطلع نيستند پذيرفته است و بديهى است كه شهادت اصل هيچيك از ايندو نمىباشد .
متن :
و يشترط في قبول شهادة الفرع تعذر حضور
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 300
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٠