كه اينچنين حكم فرموده و بيّنه داخل را مقدم نمودند .
ب : بعد از تعارض بين بيّنه طرفين و تساقطشان به واسطه داشتن يد قول متصرف مقدم شده و مال را بوى مىسپارند .
2 - برخى ديگر فرمودهاند : بينه خارج ( يعنى بينه غير متصرف ) مقدم مىشود چه شهادت بملك مطلق داده و چه سبب آن را معيّن كنند و بيك دليل متمسّك شدهاند :
و آن ظاهر خبر مستفيض است كه در مقام تعارض فرموده : قول ذى اليد مقدم بوده و بيّنه مدعى بر ديگرى ترجيح دارد و عموم اين حديث شامل مورد نزاع شده و بدين ترتيب مال را به غير متصرف بايد داد زيرا وى مدعى و صاحب يد منكر است و چون هردو بينه دارند بينه غير متصرف مقدم مىباشد .
3 - دستهاى ديگر فرمودهاند : در دو مورد بيّنه خارج مقدم بر بيّنه داخل بوده و در يك مورد به عكس بينه داخل را بر آن ترجيح مىدهند .
اما دو موردى كه بينه خارج بر داخل مقدم است عبارتند از :
الف : هردو بينه ( بينه متصرف و غير متصرف ) از نظر شهادت بملك مطلق يا مسبب بيك نحو باشند يعنى ، هردو يا شهادت بملك مطلق دهند و يا بملك مسبب .
ب : بينه متصرف شهادت بملك مطلق داده و بينه غير متصرف به ملك مسبب .
و اما موردى كه بينه داخل بر خارج مقدم است :
در جائى است كه بينه داخل بملك مسبب و بينه خارج به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 174
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٤