كسى كه از اظهار شعائر اسلامى در شهرهاى مشركين و كفار عاجز است اقامتش در اين بلاد حرام مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از شعائر امورى است همچون اذان ، نماز ، روزه و غير آن و در وجه تسميه آنها به اين اسم دو احتمال است :
1 - شعار به معناى علامت است و امور مذكوره به لحاظ اينكه علامت بر اسلام هستند بنابراين با معناى لغوى تناسب دارند .
2 - شعار معنائى ديگر دارد و آن اين است كه به لباس زيرين كه با بدن تماس داشته و به آن مىچسبد اطلاق مىشود ، لذا بعنوان استعاره اين كلمه را به احكامى كه ملاصق و ملازم با دين هستند همچون امور ياد شده اطلاق مىنمايند .
مرحوم مصنف حرمت اقامه را در حق كسى فرمود كه متمكن از اظهار شعائر نداشته باشد و اين به منظور احتراز از كسى است كه به واسطه داشتن نيرو و خويشاوندان قوى كه وى را از ضرر مشركين محافظت مىنمايند قادر بر اقامه شعائر و اظهار آن مىباشد بنابراين اگر وى در چنين بلادى مستقر باشد هجرت و خروج از آن بر او واجب نيست .
بلى به منظور اينكه سواد كفار و تعداد سكنه در بلاد ايشان زياد نشان داده نشود مستحب است از آنجا خارج گردد .
ناگفته نماند : كه حرمت اقامه در بلاد ياد شده در صورتيست كه مقيم بر هجرت از آن قادر باشد ، بنابراين اگر به واسطه كسالت يا ندارى و امثال آن نتواند از آن خارج شود اقامتش حرام نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 22
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢