شده يك چارك طعام بدهد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اگر كفاره خطائى را كه كمتر از گوسفند است بدهد ( مثلا ناخن دو انگشت را گرفت و كفاره آن را كه دو مدّ طعام است داد ) و سپس بقيّه ناخنهاى دو دست يا دو پا را گرفته و بدين وسيله آن را تكميل نمود براى گرفتن بقيّه ناخنها گوسفند بذمهاش واجب نمىشود .
چنانچه اگر بابت گرفتن ناخنهاى هريك از دو دست يا دو پا يك گوسفند داد و سپس ديگرى ( يعنى يا دو دست و يا دو پا ) را تكميل نمود واجب است دو گوسفند بدهد ( يكى به جهت گرفتن ناخنهاى دو دست يا ناخنهاى دو پا كه اول گرفته و ديگرى براى ناخن دستها يا پاها كه در مرتبه دوم بعد از دادن كفاره اول گرفته است ) .
سپس ميفرمايند :
و ظاهر فتواى مشهور اين است كه اگر مقدارى از ناخن هر انگشت را بگيرد مثل گرفتن تمام آن است . پس همانطورى كه براى تمام يك ناخن يك چارك طعام كفاره مىداد براى بعض آن نيز بايد به همين مقدار كفاره بدهد .
بنابراين اگر ناخن يك انگشت را ظرف چند دفعه به تدريج گرفت در صورتى كه بين هر دفعه بقدرى فاصله شود كه عرفا زمانشان متعدّد و متغاير باشد براى هريك كفارهاى جداگانه بايد بدهد و در غير اين صورت يعنى اگر دفعات فاصلهاشان به مقدارى نباشد كه وقتشان متعدد و متغاير شمرده شود فديه و كفاره مجموع دفعات يكى يعنى يك مد طعام مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 318
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٨