الاثنين النصف ، و من الثلاث الثلث . و هكذا .
فلو كان قيمة بعضها مائة ، و بعضها مائة و خمسين تصدق بمائة و خمسة و عشرين ، و لو كانت ثالثة بخمسين تصدق بمائة . و لا يبعد قيام مجموع القيمة مقام بعضها لو كانت موجودة ، و روي استحباب الصدقة بأكثرها و قيل : الصدقة بالجميع أفضل ، فلا إشكال حينئذ في القيمة .
شرح فارسى :
ظ : مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر تهيه اضحيه متعذّر شد پول آن را صدقه دهند و در صورتى كه قيمت آن نسبت به افراد حيوان مختلف باشد قيمتى كه توزيع و تقسيم بر اضحيه شود ملاحظه نموده و آن را صدقه دهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
در صورتى كه قيمت افراد اضحيه مجزى ( آنكه واجد شرائط باشد ) يا آنكه وى اراده نموده ولو بيش از مقدار مجزى است با هم متفق و متحد باشد همانطورى كه مصنف ( ره ) فرمود قيمت معيّن و مشخص را صدقه دهد .
ولى اگر فرض كرديم افراد حيوان مورد نظر با هم اختلاف قيمت دارند قيمتى را كه بر افراد تقسيم مىشود صدقه دهند .
و مقصود از قيمت مقسوم آن است كه بين تمام قيمتها ، قيمتى را ملاحظه كنند كه نسبتش با تمام آنها بيك ميزان باشد مثلا اگر مجموع افراد داراى دو قيمت هستند آن دو را با هم جمع كرده و نصف مجموع را صدقه دهد و اگر سه قيمت دارند ثلث مجموع را به عنوان صدقه اخراج كند و به همين ترتيب در نتيجه اگر قيمت بعضى از افراد 100 و برخى ديگر 150 تومان باشد بعد از جمع و تنصيف مقدار 125 تومان
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 127
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٧