به [ منى ] بازمىگردد .
قوله : و الظاهر من كثير انّه منها : ضمير منصوبى به [ وادى محسّر ] و مجرورى به [ منى ] عائد است .
متن :
و يجب ذبح هدي القران متى ساقه و عقد به إحرامه بأن أشعره ، أو قلده ، و هذا هو سياقه شرعا ، فالعطف تفسيري و إن كان ظاهر العبارة تغايرهما ، و لا يخرج عن ملك سائقه بذلك ، و إن تعين ذبحه فله ركوبه ، و شرب لبنه ما لم يضر به ، أو بولده ، و ليس له إبداله بعد سياقه المتحقق بأحد الأمرين .
شرح فارسى :
ف : مرحوم مصنف مىفرماين :
قربانى حج قران وقتى سوق داده شد و احرام به آن منعقد گرديد ذبحش واجب مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از عقد احرام به آن اين است كه آن را اشعار يا تقليد كند و همين عقد احرام با معنائى كه برايش ذكر شد سوق شرعى است در نتيجه بايد عطف ( عقد احرام ) به ( سوق ) را كه در عبارت مصنف است تفسيرى بدانيم اگرچه ظاهر عبارت اين است كه بين اين دو تغاير بوده و عطف از قبيل عطف نسق است .
لازم به توضيح است كه قربانى در اين حج اگرچه بعد از سوق و عقد احرام ذبحش متعيّن است ولى در عين حال از ملك سوقدهنده ( ناسك ) خارج نشده و بسيارى از تصرّفات همچون سوار شدن بر آن و آشاميدن شيرش مشروط به اينكه به حيوان يا بچهاش ضررى وارد نشود جايز است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 109
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٩