و سپس مىفرماين :
صدق تمكن از سه روز ، روزه به اين است كه در حج بتواند آن را انجام دهد و در هفت روز به اين است كه به وطن و اهلش بازگردد و اگر در غير شهر خويش مقيم شد مدتى كه سابقا شرح داديم يعنى ( يك ماه ) بگذرد و نيز لازم است كه به مقدار مدت صوم واجب ، يعنى هفت روز ، سپرى شود .
و اگر قادر بر گرفتن بعضى بود و نگرفت همان مقدار بر ولى لازم است .
و در مقابل قول مشهور برخى فقط قضاء سه روز را لازم دانستهاند ولى اين رأى ضعيف مىباشد .
قوله : تمكنه منها : يعنى از ده روز .
قوله : كغيره من الصوم الواجب : ضمير به صوم بدل از هدى راجع است .
قوله : بامكان فعلها : ضمير به ثلاثه عائد است .
قوله : بوصوله الى اهله : هردو ضمير به [ ناسك ] عائد است .
قوله : ان اقام بغيره : ضمير در [ اقام ] به ناسك و در [ بغيره ] به بلد اهل عائد است .
قوله : و مضى مدة يمكنه فيها الصوم : ضمير در [ يمكنه ] به ناسكا و در [ فيها ] به مدت عائد است و اين جمله قيد است براى ( بوصوله و اقام ) هردو چه آنكه جمله حاليه بوده و ( واو ) آن نيز واو حاليه است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 107
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧