از نظر ما اقوى اين است كه بين ادله را بايد جمع نمود و چنين تفصيل داد :
در صورتى كه پياده رفتن موجب ضعف از عبادت و عدم اقبال به آن بشود بطورى كه از خواندن دعا و قرائت بازبماند يا اگر باز هم نماند آنها را با حالت نشاط و خضوع و خشوع نتواند به جاى بياورد سواره افضل است ولى در غير اين صورت پياده ارجح مىباشد .
و بعضى از فقهاء فرمودهاند :
و بضعف از عبادت ملحق است صورتى كه باعث وى بر پياده رفتن جمعآورى مال و حرص دنيوى باشد يعنى افضل در حق اين چنين كسانى سواره رفتن است زيرا دفع اين صفت رذيله ( حرص و آز ) از نفس شريف انسانى از افضل طاعات و احسن اعمال مىباشد و اين كلامى است نيكو بسيار پسنديده و در حكمى كه گفته شد فرقى بين حجة الاسلام و سائر حجها نمىباشد .
مترجم گويد :
از اخبارى كه دلالت بر تفصيل مرحوم شارح دارد و مىتوان آن را مدرك آن قرار داد حديثى است كه صاحب وسائل آن را در ج 8 ص 58 به اين شرح نقل فرموده :
محمد بن الحسن باسنادش از موسى بن القاسم از ابى ابى عمير از سيف التمّار قال :
قلت لابى عبد اللّه عليه السلام : انه بلغنا و كنّا تلك السنه مشاة عنك انّك تقول فى الركوب فقال :
انّ الناس يحجون مشاة و يركبون ، فقلت : ليس عن هذا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 47
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧