التداوي غالبا كالقرنفل ، و الدارصيني و سائر الأبازير الطيبة فلا يحرم شمه .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
اينكه در تفسير طيب گفتيم جسم خوشبوئى را گويند كه غالبا براى استشمام آن را بگيرند بقيد اخير [ استشمام ] خارج شد اجسام معطرى كه جهت خوردن يا مداوا مورد مصرف قرار ميگيرند همچون قرنفل ( بفتح قاف و راء و ضم فاء گياه معطرى است شبيه ياسمن كه در عجم به آن گياه ميخك گويند ) و دارچينى ( كه به آن دارچين نيز مىگويند از آن به جهت معطر نمودن اغذيه استفاده مىشود ) و ساير نباتات خوشبو كه استشمام اينها براى محرم حرام نيست .
قوله : ابازير : ( بفتح همزه و كسر راء ) داروئى است كه براى خوش طعم شدن غذا از آن مصرف مىكند همچون فلفل زرچوبه زيره ، زنجبيل و امثال اينها .
متن :
و كذا ما لا ينبت للطيب كالفوتنج و الحناء و العصفر و أما ما يقصد شمه من النبات الرطب كالورد و الياسمين فهو ريحان . و الأقوى تحريم شمه أيضا و عليه المصنف في الدروس و ظاهره هنا عدم التحريم .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
و نيز مانند گياهانى كه به جهت استفاده از بوى آنها كاشته نمىشوند نظير فوتنج ( بضم فاء و فتح تا و نون كه به جاى تاء گاهى دال قرار داده و مىگويند فودنج و آن معرب پونه است كه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 290
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٠