و پيرهزن .
مؤلف گويد :
از كلام شارح ( ره ) چنين استفاده مىشود كه از مستحقّين زكات يعنى هشت طائفه فديه را تنها به فقراء و مساكين و ابناء السّبيل و خلاصه هر موردى كه حاجت و فقر مجوّز صرف زكات باشد مىتوان داد بنابراين به عاملين و مولّفة القلوب و امثال ايشان دادن مشروع نيست .
قوله : و ان اتّحد : ضمير در [ اتّحد ] به مستحق زكات راجعست .
متن :
و في تعدي الحكم إلى غير المرض ، كالسفر المستمر وجهان ، أجودهما وجوب الكفارة مع التأخير لا لعذر ، و وجوب القضاء مع دوامه .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
گفته شد مريضيكه مرضش از رمضان تا رمضان ديگر ادامه پيدا كرده و قادر بر قضاء نشود براى هر روزيكه افطار نموده يك مدّ طعام بايد بدهد حال مىگوئيم :
مسافرى كه به واسطه سفرهاى پىدرپى از رمضان تا رمضان ديگر نتوانست روزههاى افطار شده را قضاء كند آيا مشمول اين حكم هست و مىتوان حكم مزبور را بوى تعدّى داد يا نه ؟
در آن دو احتمال است :
1 - جريان حكم مزبور و ملتزم شويم به اينكه مسافر نيز همچون مريض تنها بايد فديه بدهد .
2 - بگوئيم مورد اين حكم فقط مريض است امّا مسافر و امثال آن از كسانى كه عذرشان از سالى تا سال ديگر امتداد پيدا نموده محكوم به اين
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 165
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٥