ننمود يا در وقتى كه زمان براى اداء آن واسع بود قصد كرد ولى در ضيق وقت عزم بر ترك نمود .
و در ذيل ( و لو لم يتهاون ) چنين مرقوم فرموده :
عدم تهاون و سستى به اينست كه در توسعه وقت براى قضاء عازم بر اداء آن بوده و به اعتماد وسعت وقت آن را به تعويق انداخت و پس از ضيق شدن وقت مانع و عارضهاى حادث شد كه نتوانست قضاء را بجاى آورد .
و حاصل اينكه حكم در دو فقرهاى كه ذكر شد ( قضاء و فديه در فرض اوّل و تنها قضاء در فرض دوّم ) رأى مشهور از علماء است ولى اقوى از نظر ما همانست كه نصوص و اخبار صحيحه دلالت بر آن دارد يعنى :
مريضى كه بين دو رمضان حالش خوب و قادر بر قضاء شد ولى آن را بجاى نياورد تا رمضان سال آتى فرارسيد حكمش اينست كه هم قضاء و هم فديه بايد بدهد اعمّ از اينكه عزم بر قضاء داشته يا نداشته باشد چنانچه مرحوم مصنّف در كتاب دروس اين رأى را اختيار فرموده .
ولى مرحوم ابن ادريس حلّى در تمام صور مسئله و جميع تقادير تنها به قضاء اكتفاء نموده و مدركش بر اينحكم آيه شريفه و طرح روايت صحيحهاى است كه ما به آن تمسّك نمودهايم و عذر ايشان در اين طرح اين استكه بر طبق مبناى اصولى كه دارند خبر واحد حجّت نيست ولى اين مبنا از نظر ما و بسيارى از محقّقين ضعيف و بىاساس است .
مؤلف گويد :
مقصود از نصوص صحيحه اخبارى است كه مرحوم صاحب وسائل در باب بيست و پنجم احكام شهر رمضان نقل نموده از جمله خبر 1 ص 244 ج 7 :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧