مقدّماتى نباشد اگرچه استخراج و بيرون آوردن آن مستلزم تحمّل مشقّت و رنج باشد قهرا مراد از معادن باطنه خلاف آن است مانند جواهر قيمتى كه در اعماق زمين بوده بطورى كه بعد از حفر و اعمال فراوان ظاهر شده و براى استخراج آن محتاج به حفر زائد و اتّعاب نفس بيشترى ميباشند .
و ممكن است مراد از معادن ظاهره آن باشد كه وجودش در زمين معلوم بوده اگرچه ظاهر و آشكار نباشد و از معادن باطنه خلاف آن اراده شده باشد .
و بهر تقدير مرحوم شارح مىفرماين :
بنابر قول صحيح هيچيك از مردم نسبت بمعادن بر ديگرى ترجيح و اولويّت نداشته و همگان در حقّ استفاده با هم متساويند زيرا اصل عدم اختصاص آنها به طائفهاى دون طائفه ديگر است .
در قبال قول مزبور رأى مرحوم شيخ مفيد و شيخ طوسى رحمة اللّه عليهما است كه مىفرماين :
معادن از انفال محسوب مىشود و طبق حكم مقرّر در انفال مال اختصاصى معصوم عليه السّلام بوده و در زمان غيبت تنها شيعيان و اهل ولايت مىتوانند از آن استفاده كنند و بر غير ايشان حرام و نامشروعست .
مرحوم محقّق نامى آقا جمال خوانسارى رضوان اللّه تعالى عليه در حاشيه مىفرماين :
براى فرموده ايشان به مدرك و مستندى برنخوردم ، ولى محقّق فاضل دائى بزرگوارم ( مرحوم محقّق سبزوارى صاحب كفاية و ذخيره ) فرموده :
شايد مستند ايشان روايتى باشد كه علىّ بن ابراهيم بن هاشم در تفسيرش از اسحق بن عمّار در روايت موثّقى چنين نقل نموده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 316
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٦