شارح ( ره ) مىفرماين :
و همچنين قطايع و اموال كلانى كه به اين ملوك مختص است جزء انفال مىباشد و قاعده كلّى در اين باب اينست :
هرچه را كه سلطان اهل حرب براى خود برگزيده و از اموال اختصاصى وى باشد اعمّ از اموال منقوله همچون شمشير و كمربند مرصّع يا غير منقول نظير باغها و بساتين و قصور مشروط باينكه از مسلمان يا شخص ديگرى كه مالش از نظر شرع انور ما محترم است مانند كفّار اهل ذمّه غصب نكرده باشد از انفال به حساب مىآيد .
مؤلف گويد :
دليل بر اين امر روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 6 ص 366 به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب باسنادش ، از سعد بن عبد اللّه ، از ابيجعفر ، از علىّ بن الحكم ، از سيف بن عميرة ، از داود بن فرقد قال :
قال ابو عبد اللّه عليه السّلام : قطايع الملوك كلّها للامام و ليس للنّاس فيها شئ .
قوله : و قطايعهم : مرحوم سلطان العلماء مىفرمايد :
فرق بين ( صوافى ) و ( قطايع ) اينست كه مقصود از اوّل اموال منقول است و از دوّم غير آن .
قوله : و اختصّ به : ضمير در [ به ] به ملك الكفّار راجعست .
قوله : مسالم : كفارى هستند كه با مسلمين در مصالحه بوده فلذا اموالشان محترم است .
متن :
( و ميراث فاقد الوارث ) الخاص ، و هو من الإمام .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 310
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٠