شش رطل است يا چهار رطل .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بنابراين كلمه [ فى الاقوى ] در عبارت مصنّف غايت براى وجوب يك صاع است نه براى مقدار و ميزان آن تا در نتيجه توهّم شود بعضى يك صاع شير را شش يا چهار رطل مىدانند بلكه در مقابل اقوى اين استكه بعضى گفتهاند اگرچه صاع در همه موارد نه رطل است ولى اگر بخواهند شير بدهند شش رطل يا چهار رطل كافى است .
قوله : هذا غاية لوجوب الصّاع : مشاراليه [ هذا ] كلمه [ فى الاقوى ] است .
قوله : لا لتقديره : يعنى تقدير صاع .
قوله : ستة ارطال منه : يعنى از شير .
قوله : لا انّ الصّاع منه قدر آخر : ضمير در [ منه ] به لبن راجع است .
متن :
( و يجوز إخراج القيمة بسعر الوقت ) من غير انحصار في درهم عن الصاع ، أو ثلثي درهم ، و ما ورد منها مقدرا منزل على سعر ذلك الوقت .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
مكلّف مىتواند بجاى يك صاع طعام قيمت آن را بدهد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
قيمت صاع منحصر در يك درهم يا دو ثلث درهم نيست ، بلكه بعضى از اصواع اطعمه ممكنست در بعضى اوقات به اين مقدار بوده و بعضى ديگر بيشتر يا كمتر باشند و اينكه در بعضى از روايات صاع را به اين
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 210
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٠